![]() |
|
![]() |
|
✿✿پرنسس سایان ✿✿ ❤خاطرات پرنسس خونه ما ❤
| ||
|
|
[ چهارشنبه 3 اسفند 1390 ] [ 19:12 ] [ مامان سمیرا ]
مو فر فریه من... عشق من... این روزا کمتر وقت میکنم بیام واست بنویسم چون از بس باهات کلنجار میرم دیگه جونی واسم نمیمونه تنبلی هم میتونه یکی از علتها باشه هر روز کارای جدید و بامزه میکنی که نمیدونم از کدومش بگم ولی خیلی دوست داشتم خاطرات هر رزوت رو مینوشتم از همون روز اول که وقتی خودت خوندن رو یاد گرفتی بخونی و لذت ببری ولی چه میشه کرد هر چی میکشیم از تنبلیه!!! از کجا شروع کنم بگم؟؟؟؟ اول اینکه چند روز پیش واست یه سه چرخه خریدیم که اسمشو گذاشتی نی نی خیلی دوسش داری واسه همین اکثرا عصر ها میریم نی نی سواری و تو کلی ذوق زده میشی مخصوصا وقتی کلید موزیکشو میزنی و نی نای نی نای میکنی آخ اینقدر بامزه دستات و کمرت رو تکون میدی که دوست دارم درسته قورتت بدم!! تو غذا خوردن کاملا مستقل شدی( البته اگه غذا بخوری )حتی آب رو خودت با لیوان میخوری تو خونه مدام صدا میزنی ماماان...مامان...مامان وهمچنان ادامه داره با اینکه جواب میدم دوباره میگی مامان...مامان...مامان وقتی میگم جاااان یه لبخند میزنی و دوباره روز از نو روزی از نو وقتی هم بابا بیاد خونه نوبت اون میشه بابا...بابا...بابا... وقتی از خواب بیدار میشی تا چشات رو باز میکنی بازم مامان...مامان عاشق بوس کردنتم اول صداشِ بعد لباتو میچسبونی به لپم آب بازی رو هم خیلی دوست داری و اشاره میکنی به حموم و میگی آب بَزیییییی اووووه اینقدر جیغ جیغو شدی که نگووو اونم از نوع بنفششش دست بزن هم پیدا کردی شددددددددددید اگه کاری رو که میخوای انجام ندم چنان سیلیی بهم میزنی که حساب کار دستم بیاد گاهی وقتا هم که در دسترت نباشم قهر میکنی و خودت رو میزنی اینم یه مدلشه دوازده امین دندونت هم درومد خداروشکر فقط دو روز بیحوصله شده بودی و غر میزدی بعدش دیدم که دندون نیشت نیش زده آخه کلا از دست زدن به صورتت بدت میاد واسه همین دیر متوجه میشم دندونات درومده 4 تا دندون بالا با یه دندون کرسی 4 تا دندون پایین با دو تا کرسی و یک دندون نیش قربووونش برم... عاشق کلیپ ملودیی این کار منو راحت کرده طول واست میزارم و میرم به کارام میرسم و تو هم هر بار ذوق زده میشی اینگار دفعه اولته داری میبینی و تیکه آخرش میگی بای بای و دستت رو تکون میدی و ماچ میکنی و اداشو درمیاری اینم یه مکالمه بین من و سایان: من :سایان مامان دوست داری؟؟؟ سایان :نههههههههههه من : سایان بابا دوست داری؟؟؟ سایان :نهههههههههههه من :به سایان اَم بدم؟؟ سایان :نهههههههههه همه قسمتای بدنت رو میشناسی گوش..شکم...پا...دست....مو...زبون وقتی واست شعر میخونم با دقت به لبام نیگاه میکنی و سعی میکنی ادامو درآری ولی وقتی شعری رو که میخونم دوست نداشته باشی جیغ میزنی و میگی نههه یعنی دیگه ادامه نده وووووو اینم سایان سوار بر نی نی
[ جمعه 29 ارديبهشت 1391 ] [ 1:56 ] [ مامان سمیرا ]
دختر نازم... هر روز داری شیرین تر و بامزه تر میشی عاشق حرف زدنتم مخصوصا وقتی گوشیه تلفن دستت باشه با اون صدای نازکت راه میری و حرف میزنی کلی از این حالتت فیلم دارم خدا به دادمون برسه بعد بابا میگه چرا قبض تلفن زیاد اومده نمیدونه دخملش همش پای تلفنه اینم یه سری از حرف های جدیدت تا اونجاییکه یادمه... آب بِدییییییی:اشاره میکنی به شیشه آب که بهت آب بدم آبی : تاب بازی مُ مَ :محمد (بابا رو با اسمش صدا میزنی) آبو: آب بازی جوجو اِ :اشاره میکنی به جوجو اَمیییی: غذا و هر چیز خوردنی دُ : یک دو وقتی میگی مامان و ادامه شو با اون صدای نازکت میکشی انگار تموم دنیارو بهم دادن وقتی میخوای یه کاری رو انجام بدی سرت رو تکون میدی و به من نگاه میکنی و میگی مامااااااا؟؟؟ این یعنی داری اجازه میگیری چه من اجازه بدم یا ندم به هر حال کار خودت رو میکنی !! دوست داشتنم تمومی نداره نفسممممممممممممم
[ دوشنبه 11 ارديبهشت 1391 ] [ 10:26 ] [ مامان سمیرا ]
|
|
| [ طراحی : سیب تم ] [ Weblog Themes By : Sibtheme] | ||